خیلی وقت بود گزارش رصد ننوشته بودم....
الانم شاید این اتفاق و این رصد خاطره انگیر دلیلی شده بر نوشتن گزارش رصد...
عصر یکشنبه بود که باهام تماس گرفتن برای رصد. باید یه توریست استرالیایی رو از هتل ملک التجار برمیداشتم و به یه گروه دیگه در کاروانسرای زین الدین برای رصد میپیوستم...




واسه من خیلی وقتها رصدها کلیشه ایه.. بری هی رصدو برگزار کنی و بیای.. ولی بعضی رصدها هست که واسش ثانیه ها رو میشماری... ناسلامتی منجمی میدونی اون شب و اون ساعتها چه خبره، مخصوصا اگه بارش شهابیم باشه و مخصوصا اگه سال قبلشم مهتاب خانوم رصد بارشتو خراب کرده باشه


